تبلیغات
آموزگار مطالعات اجتماعی - پیامبران اولوالعزم
آموزگار مطالعات اجتماعی
 
تاریخ : جمعه 23 آبان 1393 | نویسنده : شهناز نادری

پیغمبرانی که دارای کتاب آسمانی و قانون مستقل بوده اند، پنج نفرند: حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد (ص).

این پنج تن را که صاحب کتاب و شریعتند، پیغمبران اولوالعزم می نامند. پیغمبرانی که بعد از هر یک از پیغمبران اولوالعزم آمده اند، بشر را به سوی شریعت همان پیغمبران دعوت کرده اند و به همین ترتیب، بعثت و دعوت ادامه داشت تا این که خداوند، پیغمبر اکرم محمدبن عبدالله را برای ختم پیغمبران قبل و ابلاغ آخرین دستورها و کامل ترین مقررات مذهب برانگیخت و کتاب آسمانی او آخرین کتاب آسمانی گردید و در نتیجه، شریعت او برای همیشه زنده است.

1- حضرت نوح (ع) 

نخستین پیغمبر اولوالعزمی که خدای مهربان او را برانگیخت و با شریعت و کتاب آسمانی به سوی جهان بشریت فرستاد حضرت نوح (ع) بود.  کتاب حضرت نوح اسم خاصی نداشته بلکه به اسم(کتاب نوح) معروف بوده است نوح، بشر آن روزی را به سوی توحید و یگانه پرستی و اجتناب از شرک و بت پرستی دعوت می کرد. پس از روزگار درازی که با مردمان نادان و لجوج و سرکش دست به گریبان بود، جماعت کمی را هدایت فرموده و خدای متعال به واسطه طوفانی که فرستاد، کفار را هلاک و زمین را از وجودشان پاک نمود و نوح که با عده ای از پیروان خویش نجات یافته بودند، شالوده یک جامعه دینی را از نو در جهان ریختند. این پیغمبر گرامی، پایه گذار شریعت توحید و نخستین مامور خدایی است که با ستم و بیداد و طغیان مبارزه کرده است. در سایه همین خدمت گرانبها که به دین حق و حقیقت نموده، از خدای متعال، (توفیق درود و سلامی اختصاصی یافته که تا جهان بشریت برپا است، زنده و پاینده خواهد بودسلام علی نوح فی العالمین؛ سلام بر نوح در میان جهانیان باد! (سوره صافات آیه 79)

2- حضرت ابراهیم (ع)

روزگاران درازی که از زمان نوح گذشت، با این که پیامبران بسیاری مانند حضرت هود (ع) و حضرت صالح (ع) و دیگران نیز مردم را به سوی خدا و درستی رهبری می فرمودند، روز به روز بازار شرک و بت پرستی رونق می گرفت، تا این که بالاخره جهان گیر شد و خدای متعال با حکمت بالغه خود حضرت ابراهیم (ع) را برانگیخت ابراهیم نمونه کامل یک انسان فطری بود که با نهاد پاک و بی آلایش خود، از حقیقت جست و جو کرد و یگانگی خدای آفرینش را دریافت و تا زنده بود با شرک و ظلم مبارزه نمود. ابراهیم – چنان که از قرآن کریم پیدا است و اخبار ائمه اهل بیت نیز آن را تاکید می کند – دوران کودکی خود را در غاری، دور از هیاهوی مردم و زندگی پرغوغای شهر، می گذرانید، تنها مادر خود را که گاه گاهی برای وی غذا و آب می آورد، می دید. روزی به دنبال مادر خود بیرون آمده، متوجه شهر شد و پیش آزر که عمویش بود آمد ولی هر چه می دید برای وی تازگی داشت و بسیار شگفت آور بود. نهاد پاکش در میان هزاران حیرت و تعجب، با نهایت بی تابی و آرامی متوجه آفرینش اشیایی بود که مشاهده می کرد و در جست و جوی پیدا کردن راز پیدایش و علت آفرینش آن ها بود، بت هایی دید که آزر و دیگران آن ها را می تراشیدند و می پرستیدند. از هویت آن ها سوال نمود ولی توضیحی که درباره ربوبیت آن ها به وی دادند او را قانع نکرد. گروهی از مردم را دید که ستاره زهره و گروهی ماه و گروهی خورشید را می پرستیدند و چون هر یک از آن ها پس از ساعتی چند، غروب می کردند، ابراهیم را نسبت به ربوبیت آن ها بی اعتقاد کرد.
ابراهیم پس از این مراحل، پرستش خود را نسبت به خدای یگانه و بیزاری خویش را از شرک بی محابا به مردم اعلام کرد و دیگر فکری جز مبارزه با بت پرستی و شرک نداشت  بالاخره، راهی به بت خانه پیدا کرده، بت ها را شکست و در سر همین قضیه که پیش مردم بزرگ ترین جنایت شمرده می شد، محاکمه اش کردند و پس از محاکمه، به سوزاندن در آتش محکوم کردند و بعد از انجام تشریفات، به آتش انداختند ولی خدای متعال وی را نگه داری فرمود، سالم از آتش بیرون آمد. . کتاب آسمانی حضرت ابراهیم
 (علیه السلام) به صحف ابراهیم مشهور است.

3-  حضرت موسی کلیم (ع) 

موسی بن عمران (ع) سومین پیغمبر از پیغمبران اولوالعزم و صاحب کتاب و شریعت است و از اولاد اسرائیل (یعقوب) می باشد. موسی (ع) زندگانی پرغوغایی دارد. آن حضرت وقتی متولد شد که بنی اسرائیل در مصر میان قبطی ها در حال ذلت و اسارت می زیستند و به امر فرعون کودکانشان را سر می بریدند. مادر موسی طبق آنچه در خواب به وی دستور داده شده بود، موسی را در صندوقی چوبین گذاشته و در رود نیل رها کرد. آب، صندوق را حرکت داده، یک سره به قصر فرعون آورد. به امر فرعون، صندوق را گرفتند، وقتی که باز کردند، بچه ای در میان صندوق یافتند. فرعون در اثر اصرار ملکه، از کشتن بچه صرف نظر کرد و چون فرزند نداشتند، او را به فرزندی قبول کردند و به دایه (که اتفاقا همان مادرش بود) سپردند. موسی تا اوایل سن جوانی در دربار فرعون بود. پس از آن، در اثر حادثه قتلی، از ترس فرعون از مصر فرار کرده، به مدین رفت و در آن جا به شعیب پیغمبر برخورد و با یکی از دختران حضرت شعیب (ع) ازدواج کرده، چندین سال گوسفندان او را می چرانید.
پس از چند سال به فکر زادگاه خویش افتاده، با حشمی که تهیه کرده بود متوجه مصر شد و در اثنای راه وقتی که شبانه به طور سینا رسید از جانب خدای تعالی برای رسالت برگزیده شد و ماموریت یافت که فرعون را به دین توحید دعوت کند و بنی اسرائیل را از دست قبطیان نجات بخشد و برادر خود، حضرت هارون (ع) را وزیر خود قرار دهد. ولی پس از ابلاغ ماموریت و رساندن پیغام الهی، فرعون که بت پرست و ضمنا خود را یکی از خدایان معرفی می کرد، رسالت آن حضرت را نپذیرفت و آزادی بنی اسرائیل را تامین نکرده و با این که موسی (ع) سال ها مردم را به توحید دعوت کرد و معجزات بسیاری نشان داد، فرعون و قوام او عکس العملی جز سرسختی و درشت خویی نشان ندادند. بالاخره موسی (ع) به امر خدا، بنی اسرائیل را کوچ داده، شبانه از مصر رو به بیابان سینا فرار کرد. وقتی که به دریای سرخ رسیدند، فرعون نیز از جریان اطلاع یافته، با لشکریان خود ایشان را تعقیب کرد. موسی (ع) از راه اعجاز، دریا را شکافت و با قوم خود از آب گذشت ولی فرعون لشکریانش غرق شدند. بعد از این واقعه، خدا تورات را به موسی (ع) نازل فرمود و شریعت کلیمی را در میان بنی اسرائیل مستقر ساخت
.

4- حضرت عیسی مسیح (ع) 

حضرت مسیح (ع)، چهارمین پیغمبر از پیامبران اولوالعزم و صاحب کتاب و شریعت است. تولد آن حضرت به طور غیر عادی بوده است، مادرش حضرت مریم (س) که دوشیزه ای پارسا بود، در بیت المقدس مشغول عبادت بود که روح القدس از جانب خدا بر وی نازل شده و مژده مسیح را به وی داد پس از تولد، در مقابل تهمت های ناروا که مردم نسبت به مادرش می زدند، در گهواره به سخن درآمده، از مادر خود دفاع کرد و نبوت و کتاب خود را به مردم خبر داد. پس از آن، در سن جوانی به دعوت مردم پرداخت و شریعت موسی را با تغییرات کمی احیا فرمود و از حواریین خود، مبلغین به اطراف فرستاد. پس از چندی که دعوتش منتشر شد، یهود (قوم آن حضرت) به صدد قتل وی درآمدند ولی خداوند او را نجات داد و یهود، کس دیگر را به جای وی گرفته، به دار زدند. باید متذکر این نکته بود که خدای متعال در قرآن کریم، برای آن حضرت کتاب آسمانی به نام انجیل اثبات می کند که بر آن حضرت نازل شده است.

5-  حضرت محمد بن عبدالله (ص)

  پیغمبر گرامی اسلام، آخرین پیامبری است که خدای مهربان برای هدایت به سوی جهانیان فرستاده است. چهارده قرن پیش، جهان انسانیت در حالی می زیست که از دین توحید نامی بیش نمانده بود و مردم از یگانه پرستی و خداشناسی به کلی دور مانده و آداب انسانیت و عدالت از جامعه آنان رخت بربسته بود و در شبه جزیره عربستان – که محل خانه خدا و موطن دین ابراهیم بود – کعبه مشرفه به بت خانه و دین ابراهیم (ع) به بت پرستی تبدیل شده بود. زندگی عرب، زندگی قبایلی بود و حتی چندین شهر که در حجاز و یمن و غیر این ها داشتند به همان ترتیب اداره می شد. جماعت عرب در پست ترین شرایط و عقب افتاده ترین اوضاع و احوال می زیستند. زندگی بیش تر مردم از راه دزدی و راه زنی و قتل و غارت اموال و چهارپایان هم دیگر تامین می شد، خون ریزی و ستم گری، بالاترین افتخار به شمار می رفت. 

در چنین محیطی خدای مهربان، پیغمبر اکرم را برای اصلاح جهان و رهبری جهانیان برانگیخت و قرآن را که مشتمل بر معارف حقه و خداشناسی و اجرای عدالت و پند و اندرزهای سودمند بود، بر وی نازل فرمود و آن حضرت را مامور ساخت که با آن سند آسمانی، مردم را به سوی انسانیت و پیروی از حق دعوت کند. و کتاب آسمانی حضرت محمد  قرآن نام دارد




VPN setup

قالب وبلاگ

دانلود رایگان